تیسم همیشه برلبانت باد


ن : مرضیه
ت : جمعه 15 مرداد 1395


ن : مرضیه
ت : جمعه 15 مرداد 1395
حرف دل

  لاتقنطوا من رحمت الله

 

 

   ازرحمت خدا نا امیدنشوید.

 

 

   اگرخداتوانایی کاری رادرکسی نبیند

 

 

آرزوومیل به آن رادردلش قرار

نمی دهد .

 

ذکریونسیه که به شماهم پیشنهادمیکنم بخونید :

 

لااله الاانت سبحانک

انی

کنت من الظالمین    .

 

معبودی جزخدانیست پاک ومنزهی توقطعا من به

 

 

خودم ظلم کردم .


ن : مرضیه
ت : دو شنبه 29 تير 1394
امام زمان

سلام ازهمه شماکه به وبلاگ من سرمیزنیدممنونم التماس دعای خاص


ن : مرضیه
ت : یک شنبه 13 ارديبهشت 1394
اندکی تأمل

توبین منتظران هم عزیزمن چه غریبی                عجیب ترکه چه آسان نبودنت شده عادت 

اللهم عجل لولیک الفرج

دوستان التمااااااس دعا


ن : مرضیه
ت : یک شنبه 23 شهريور 1393
شعر

حسرت نخورم به خواب آن مرداب                   کارام درون دشت شب خفته است

دریایم ونیست باکم ازطوفان                          دریاهمه عمرخوابش آشفته است


ن : مرضیه
ت : سه شنبه 21 مرداد 1393
اللهم عجل لولیک الفرج

 

کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد / برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول این جمله راعوض کن / آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد . . .

یا صاحب الزمان


ن : مرضیه
ت : دو شنبه 13 خرداد 1392
یاصاحب الزمان

 

مـا معتقدیم عشق سر خواهد زد / بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهـارده آیه نور / سوگند به زخمهای سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر میگردد / مهـدی به میان شیعه بـر میگردد . . .

.


ن : مرضیه
ت : دو شنبه 13 خرداد 1392


ن : مرضیه
ت : شنبه 28 ارديبهشت 1392
جملات زیبا در نیایش باخدا
گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه های دیروز بود و ھراس فردا ،بر شانه ھای صبورت بگذارم و آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن لحظات شانه ھای تو کجا بود ؟
گفت: عزیزتر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه ھستی .
من ھمچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .
گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن ھمه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : عزیزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند ،اشکھایت به من رسید
و من یکی یکی بر زنگارھای روحت ر یختم تا باز ھم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنھا اینگونه می شود تا ھمیشه شاد بود .
گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راھم گذاشته بودی ؟
گفت : بارھا صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو ھرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود ،که عزیز از ھر چه ھست از این راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھی رسید .
گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناھت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ،
بارھا گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی .آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد  که تو تنھا اینگونه شد که صدایم کردی .
گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار می کنی ھمان بار اول شفایت می دادم.
گفتم :مھربانترین خدا ، دوست دارمت ... 

غمگین مباش: هرگاه از چاره جویی باز مانی و راهها را بسته یابی، آرزوها پایان یابند و ریسمانها كنده شوند، پس ندا در ده و بگو: یا الله «و لا حول و لا قوة الا بالله».
و هرگاه زمین با وسعتی كه دارد بر تو تنگ آید، و نفس تو نیز بر تو تنگ آید، پس آواز ده و بگو: یا الله «حسبنا الله و نعم الوكیل».
و هنگامی كه مصیبت واقع شود، و نگون بختی سر بر آرد و بحران سهمگین گردد پس ندا سر داده بگو: یا الله «لا حول و لا قوة الا بالله».
و هرگاه تمامی دروازه های فرا رویت بسته گردند پس ندا در داده بگو: یا الله «حسبنا الله و نعم الوكیل».
پروردگارا، بر چشمهای بیدار خواب آرام و بر نفسهای بیقرار سكون و اطمینان بیاور و هر دو را به پیروزی نزدیك برسان.
پروردگارا، كوردلان را به سوی نورت، گمراهان را به صراط مستقیم، راه گم كردگان را بوی هدایتت رهنمون گردان، الهی غم را از فكرمان، اندوه را از چهره مان و اضطراب را از قلوبمان بردار.
 پروردگارا به تو پناه می آوریم از هر ترسی مگر ترس از خودت، و از هر میلان مگر میلان به سویت و از هر توكل مگر توكل بر ذاتت و از هر سوال مگر از بارگاهت و از هر استمداد مگر از درگاهت، تویی چاره جوی ما، ای بهترین یاور و مددگار.


ن : مرضیه
ت : پنج شنبه 6 بهمن 1390

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد


محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.